×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
false
false

    تهیه کننده: غلامرضا صفرپور : مدرس دانشگاه و مسول معاونت بررسی وگفتمان سازی بسیج ساتید استان فارس

با پيروزي انقلاب اسلامي و در پيش گرفتن سياست نه شرقي و نه غربي آثار و نتايج آن منطقه را با خلأ قدرت و تغيير در موازنه قدرت روبرو كرد . اين امر باعث بوجود آمدن اوضاع بين المللي ، منطقه اي و داخلي به نفع عراق شد و صدام را در تهاجم به ايران وسوسه كرد . كه در ذيل مورد بحث و بررسي قرار مي گيرد.

الف ـ وضعيت نظام بين الملل :

انقلاب اسلامي در زماني شكل گرفت كه نظام بين الملل از نظر سياسي با جنگ سرد بين دو بلوك قدرت شرق و غرب تقسيم شده بود و با اتحاديه هاي نظامي ناتو و ورشو حد و مرزهاي خود را مشخص كرده بودند.

در چنين وضعيتي انقلاب اسلامي ايران با در پيش گرفتن سياست نه شرقي و نه غربي نظام دو قطبي موجود را به چالش كشيده و قصد داشت الگو و مدل جديدي براي ملل مظلوم تحت ستم دو بلوك قدرت ارايه دهد و از نظر فرهنگي نظام بين المللي با دو مكتب لييراليسم و کمونیسم روبرو بود كه يكي شعارش جدايي دين از سياست و ديگري منكر دين بود

در چنين وضعيتي انقلاب اسلامي نظام دو قطبي را به چالش كشيد. چنين امر باعث شد دو بلوك قدرت جنگ سرد را فراموش كنند و مقابله با تهديد مشترك كه همانا انقلاب اسلامي بود سر لوحه سياست خارجي خود قرار دهند در اين رابطه آقاي هاشمي رفسنجاني مي فرمايند:

«در شروع جنگ تحقيقاً براي نابودي انقلاب اسلامي بود از آن رو كه شرقي ها و غربي ها از اين انقلاب راضي نبودند، غرب كه بيشترين منافع را در ايران داشت ، انقلاب را مستقيماً عليه منافع خود دانست بايد در ايران شرايطي وجود مي آمد كه ديگران نا اميد شوند و بگويند نمي شود بدون اتكا به شرق و غرب انقلاب باقي بماند و يكي از اهداف جنگ تحقق اين امر بود و براي سركوبي و مهار انقلاب ، ماركسيسم شرق و امپرياليسم غرب در اين هدف به تلاقي رسيدند و صدام نقطه تقاطع خطوط فوق بوده و از آنجا كه شروع كردند و بر روي ايران فشار آوردند.»[1]

ب ـ وضعيت منطقه خليج فارس :

با پيروزي انقلاب اسلامي ، كشورهاي منطقه با خيزش ملت هاي مسلمان روبرو شد. از جمله بمب گذاري هاي در كويت، تصرف خانه خدا در عربستان و حوادثي در بحرين و . . . حكام منطقه اين حوادث را به انقلاب اسلامي نسبت دادند.

حكام اين كشورها را چنان دچار وحشت و اضطراب كرد كه آن را تهديد جدي براي   رژيم­هاي سنتي خود مي دانستند و از طرف ديگر غرب به ويژه آمريكا با بزرگ جلوه دادن خطر جمهوري اسلامي ، وحشت اينها را مضاعف مي كرد . براي نمونه رئيس وقت كميته نيروهاي مسلح آمريكا در كنگره عنوان مي كند.[2]

« . . . بايد هدف استراتژي آمريكا براي جلوگيري از گسترش انقلاب اسلامي و بنيادگرايي خود به جهان عرب باشد حتي اگر در اين راه استفاده از نيروهاي نظامي لازم گردد.»

اين اشتراك ديدگاه و بحران آمريكا و حكام كشورهاي منطقه نسبت به انقلاب اسلامي منجربه همكاري نزديك تري بين آنها در مقابله با جمهوري اسلامي ايران شد. كه مسلح و تجهيز كردن كشورهاي شوراي همكاري خليج فارس از سوي آمريكا و در اختيار و گذاشتن هواپيماهاي آواكس به عربستان سعودي را مي توان در اين راستا بحساب آورد.

ج ـ وضعيت داخلي ايران :

با پيروزي انقلاب اسلامي ، اغتشاشاتي در مناطق مرزي بويژه در كردستان به وسيله
گروهك هاي معاند با تحريك و تشويق دولت هاي بيگانه صورت گرفت . و دشمن براي نشان دادن بي ثباتي در كشور دست به ترور شخصيت هاي سياسي در كشور و ناامني در شهرها زدند و از طرف ديگر ، با لغو خريد تجهيزات و تسليحات نظامي از آمريكا در زمان بختيار و دولت موقت ، اخراج مستشاران نظامي ، پاكسازي از بعضي از فرماندهان عالي رتبه ارتش كه دستشان به خون مردم آغشته بود . يك ساله كردن سربازي ، اختلافات سياسي بين بني صدر و روحانيت . . . و فرصت مناسبي را به وجود آورد كه صدام را به اين فكر واهي وا دارد كه موازنه قدرت به نفع عراق تغيير كرده و    مي­تواند براي رفع تحقير ناشي از قرار داد 1975 الجزاير و به دست گرفتن رهبري جهان عرب و ژاندارمي منطقه خليج فارس با يك حمله برق آسا به نقاط حساس و استراتژيك ، ايران اسلامي را از پاي در آورد .

هاشمي وضعيت داخلي ايران در زمان جنگ را چنين تشريح مي كنند:

« هنور مشغول تصفيه ارتش بوديم بعضي از افراد ارتش فرار كرده و بسياري از آنها محبوس بودند و جاي كارشناسان آمريكايي را كه از ايران رفته بودند كسي نگرفته بود . تعداد بسياري از قراردادهاي تسليحاتي كه مكمل قدرت ارتش بود در همان روزهاي قبل از انقلاب توسط بختيار لغو شده بود و بسياري از امكانات ، بدون پشتيباني مانده بود و نيروي نظامي ديگري نيز هنوز در ايران شكل نگرفته بود . . . بنابراين ادعاي عراق كه ، قصد تحريك اين كشور را داشتيم پذيرفتني نيست.[3]

خلاصه اينكه فضاي خصومت آميز بين المللي و منطقه اي و همسوئي اهداف آمريكا و كشورهاي منطقه با صدام و همچنين بي ثباتي و هرج و مرج بعد از انقلاب اسلامي و مناقشات سياسي داخلي وجود بحران هاي امنيتي بويژه در استانهاي مرزي ، ضعف نظامي ايران و بهم خوردن موازنه قدرت به نفع عراق ، صدام را وسوسه كرد كه با لغو يكطرفه قرارداد 1975 الجزاير ، ايران اسلامي را مورد حمله و تجاوز قرار دهد.


1- دبيرخانه كنفرانس بين المللي، تجاوز و دفاع ، (تهران، نشر سپهر، 1368)، ص 41

2- فصلنامه بررسي هاي نظامي، س 2، ش 10، (تابستان 1371) ص 10

1- دبيرخانه كنفرانس بين المللي دفاع و تجاوز، پيشين، ص36

false
false
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false