پرش به

  •  

تصویر

صیغه موقت یا عقد موقت چیست ؟

صیغه موقت عقد موقت شرایط

  • لطفا وارد حساب کاربری خود شوید تا بتوانید پاسخ دهید
بدون پاسخ

#1 صدراله خشنود

صدراله خشنود

    مدیریت سایت

  • مدیر سایت
  • 98 ارسال

ارسالی 10 January 2016 - 12:43 AM

سلام علیکم  چنانچه موفق شدید از مطالب این سایت استفاده نمایید . داوطلبانه ، بدون اجبار و اکراه می توانید کمک های خود را جهت پیشرفت سایت اندیشه مطهر به شماره کارت بانک ملت    6104337880310238     واریز نمایید .

 

 

 

صيغه موقت  یا عقد موقت چيست؟

صيغه موقت به معناي (ازدواج موقت ) است.صيغه موقت به این معنی است که زن و مردي که با هم ازدواج موقت مي کنند، فقط تا زماني که مدت عقد تمام نشده ، با هم زن و شوهرند . بعد از تمام شدن مدت ديگر زن و شوهر نيستند و ارث هم از همدیگر نمی برند ،مثلا اگر براي مدت یک ساعت یا  ده روز  یا یک ماه  و یا بیشتر و کمتر ازدواج کرده باشند، بعد از اتمام آن مدت  ديگر نسبت به هم محرم نيستند و نیازی هم به طلاق ندارد . در ازدواج موقت یا همان صيغه موقت رضايت زن و مرد و خوانده شدن عقد و مشخص کردن مهريه و مدت لازم است.اگر دختر باکره باشد، به نظر بيش تر مراجع معظم تقليد بايد از پدرش رضايت بگيرد.و رضایت پدر شرط است . اما اگر خانمی شوهرش فوت کرده است و یا  از شوهرش طلاق رسمی گرفته است  یعنی در حال حاضر دیگر باکره نیست  پس از اتمام  عِدّه  می تواند خودش بدون اذن پدر و یا جد پدری صیغه شود

سؤاتی که در این زمینه مطرح می باشد  ؟

اول-   چند نوع عقد داریم ؟

دوم - آيا نياز به عاقد ( عقد کننده یعنی محضر )  دارد؟

سوم - آيا بايد با الفاظ خاصي خوانده شود ؟

چهارم - آيا در صيغه موقت حتما بايد مدت در آن قيد شود يا خير؟

پنجم -  تذکر به کسانی که صیغه عقد را برای خود و یا دیگران جاری می کنند چیست ؟

ششم - فلسفه ازدواج موقت چیست ؟ 

 

جواب :

اول-   چند نوع عقد داریم ؟

جواب سؤال اول

باید گفت که سه نوع عقد داریم یکی عقد دائم  دیگری عقد وقت   و سوم عقد مشهور به صیغه مَحرمیت که در حقیقت  همان عقد موقت می باشد . 

صیغه  مَحرَمیت چیست ؟

صیغه محرمیت در حقیقت همان عقد موقت است که با اجازه پدر و یا جد پدری دختر خانم خوانده می شود و هدف از آن این است  تا مدت زمانی که برای عقد دائم تعیین می کنند و  برای اینکه داماد راحت تر وارد منزل عروس خانم شود و بتواند با خانمش ( عروس ) و مادر عروس دست  بدهد و چنانچه بدون روسری باشند و  به گناه نیفتند و مشکل شرعی پیش نیاید یک صیغه موقتی بنام صیغه مَحرمیت می خوانند  .   

دوم - آيا نياز به عاقد ( عقد کننده یعنی محضردار ازدواج )  دارد؟

جواب سؤال دوم :

صیغه هر سه نوع عقد فوق الذکر یعنی دائم و موقت و یا مَحرمیت می توانند  داماد و عروس خودشان دو نفری بخوانند اما اگر عقد دائم می باشد حتما باید در محضر دفتر ازدواج ثبت شود و محضر دار و یا کسی که از طرف محضر وکیل می شود بخواند زیرا تبعات بعدی دارد که دارای ابعاد حقوقی است .

 

 طبق ماده 1062قانون‌ مدني‌: “نكاح‌ واقع‌ مي‌شود به‌ ايجاب‌ و قبول‌ به‌ الفاظي‌ كه‌ صريحا دلالت‌ بر قصد ازدواج‌ نمايد.”

ازدواج‌ موقت‌ (صيغه موقت) كه‌ رابطه‌ زوجيت‌ بين‌ زن‌ و مرد در مدت‌ معين‌ است‌ به‌ وسيله‌ عقد محقق‌ مي‌گردد و چون‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ يكي‌ از عقود است‌ بايد علاوه‌ بر شرايط عمومي‌ براي‌ صحت‌ عقد، داراي‌ شرايط مخصوص‌ به‌ خود نيزباشد.

 قصد انشاء در ازدواج‌ موقت‌:

قصد و رضاي‌ زوجين‌ در صيغه موقت از شرايط صحت‌ عقد است‌. لذا مرد يا زن‌ يا وكيل‌ آن‌ها كه‌ صيغه‌ عقد موقت‌ را مي‌خواند بايد قصد انشاء داشته‌ باشد يعني‌ اگر خود مرد و زن‌ صيغه‌ را مي‌خوانند، زن‌ به‌ گفتن‌ “زوجتك‌نفسي‌” قصدش‌ اين‌ باشد كه‌ خود را زن‌ او قرار دهد و مرد به‌ گفتن‌ “قبلت‌ التزويج‌” زن‌ بودن‌ او را براي‌ خود قبول‌ نمايد و اگر وكيل‌ مرد و زن‌ صيغه‌ را مي‌خواند، به‌ گفتن‌ “زوجت‌ و قبلت‌” قصدش‌ اين‌ باشد كه‌ مرد و زني‌ را كه‌ او را وكيل‌كرده‌ است‌، زن‌ و شوهر شوند.

بنابراين‌ اگر زن‌ و مرد راضي‌ به‌ عقد صيغه موقت نباشند يا اينكه‌ يكي‌ از طرفين‌، مورد اجبار و اكراه‌ قرار گرفته‌ باشد و يا آنكه‌ بدون‌ قصد انشاء، مثلا به‌ لحاظ شوخي‌ صيغه‌ را جاري‌ نمايد، اين‌ شرط كه‌ از صحت‌ ازدواج‌ موقت‌است‌ رعايت‌ نشده‌ و باطل‌ مي‌باشد.

در نتيجه‌ اگر زن‌ يا مردي‌ را اجبار به‌ ازدواج‌ موقت‌ با ديگري‌ نمايند كه‌ شخص‌ مكره‌ بدون‌ اراده‌، مجبور به‌ پذيرش‌ ازدواج‌ است‌ اين‌ ازدواج‌ یا صيغه موقت صحيح‌ نمي‌باشد.

 

سوم - آيا بايد با الفاظ خاصي خوانده شود ؟

جواب سؤال سوم :

الفاظ در ازدواج‌ یا صیغه موقت‌:

مسئله  2032   از رساله آیت الله مکارم شیرازی :

احتیاط آن است که صیغه آن به عربی صحیح خوانده شود ، ولی در صورتی که مرد  و زن نتوانند صیغه را به عربی بخوانند می توانند به زبان خود بخوانند و گرفتن وکیل برای خواندن صیغه به زبان عربی واجب نیست ، ولی باید لفظی بگوید که معنی همان صیغه عربی را بفهماند .

در ازدواج‌ یا صيغه موقت تنها اراده‌ و رضايت‌ زن‌ و مرد براي‌ تحقق‌ عقد كافي‌ نيست‌ بلكه‌ بايد از الفاظي‌ استفاده‌ كرد كه‌ قصد طرفين‌ را مبني‌ بر ازدواج‌ یا صيغه موقت برساند. بنابراين‌ معاطات‌ در عقد ازدواج‌ موقت‌ پذيرفته‌ نشده‌ است‌.

در اينكه‌ خواندن‌ صيغه‌ ازدواج‌ موقت‌ با چه‌ زبان‌ و الفاظي‌ باشد كافي‌ است‌ كه‌ لفظ فارسي‌ باشد و لفظ عربي‌ ضرورت‌ ندارد و صيغه‌ خاص‌ نيز ضرورت‌ ندارد، بلكه‌ همين‌ مقدار كه‌ الفاظ، قصد ازدواج‌ موقت‌ را برساند كافي‌است.

ايجاب‌ و قبول‌:

ايجاب‌ عبارت‌ است‌ از اعلام‌ قصد ازدواج‌ “موقت” گوينده‌ با مخاطب‌ خود. قبول‌ عبارت‌ از اعلام‌ پذيرش‌ آن‌ امر است‌. ايجاب‌ عموما از طرف‌ زن‌ و قبول‌ از طرف‌ مرد مي‌باشد.

توالي‌ ايجاب‌ و قبول‌:

براي‌ اينكه‌ اراده‌ هر دو طرف‌ در نظر عرف‌ مربوط به‌ هم‌ باشد و فاصله‌ بين‌ ايجاب‌ و قبول‌ امكان‌ توافق‌ واقعي‌ زوجين‌ را بر هم‌ نزند، در ماده‌ 1065 قانون‌ مدني‌ تصريح‌ شده‌ است‌ كه‌:

“توالي‌ عرفي‌ ايجاب‌ و قبول‌ شرط صحت‌ عقد است‌.”

يعني‌ قبول‌ بايد در زماني‌ گفته‌ شود كه‌ عرف‌ آن‌ را متوالي‌ و مربوط به‌ ايجاب‌ بداند.

ايجاب‌ و قبول‌ توسط ولي‌ در ازدواج‌ موقت‌:

ماده‌ 1063 قانون‌ مدني‌: “ايجاب‌ و قبول‌ ممكن‌ است‌ از طرف‌ خود مرد و زن‌ صادر شود و يا از طرف‌ اشخاصي‌ كه‌ قانونا حق‌ عقد دارند.”

با توجه‌ به‌ ماده‌ 1071 قانون‌ مدني‌، به‌ نظر مي‌رسد منظور از “اشخاصي‌ كه‌ قانونا حق‌ عقد دارند” موردي‌ است‌ كه‌ ازدواج‌ یا صيغه موقت توسط ولي‌ انجام‌ مي‌گيرد و اين‌ ماده‌ نمي‌خواهد مورد وكالت‌ را بيان‌ دارد.“تعيين‌ زن‌ و شوهر به‌ نحوي‌ كه‌ براي‌ هيچ‌ يك‌ از طرفين‌ در شخص‌ طرف‌ ديگر شبهه‌ نباشد شرط صحت‌ نكاح‌ است‌.”

 شرايط عاقد در ازدواج یا صيغه موقت:

ماده‌ 1064 قانون‌ مدني‌: “عاقد بايد عاقل‌ و بالغ‌ و قاصد باشد.”

عاقد به‌ كسي‌ گفته‌ مي‌شود كه‌ صيغه‌ عقد ازدواج‌ را جاري‌ مي‌سازد و كسي‌ كه‌ صيغه‌ را جاري‌ مي‌سازد بايد داراي‌ سه‌ ويژگي‌ باشد:

قسمت‌ الف‌ ـ عاقل‌ باشد: كسي‌ كه‌ صيغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را جاري‌ مي‌سازد بايد عاقل‌ باشد، پس‌ اگر شخص‌ ديوانه‌، صيغه‌ عقد را جاري‌ سازد عقد باطل‌ است‌.

 

قسمت‌ ب‌ ـ بالغ‌ باشد: كسي‌ كه‌ صيغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را مي‌خواند بايد بالغ‌ باشد. به‌ استناد تبصره‌ 1 ماده‌ 1210 قانون‌ مدني‌ سن‌ بلوغ‌ در پسر پانزده‌ سال‌ تمام‌ قمري‌ و در دختر نه‌ سال‌ تمام‌ قمري‌ است‌. بنابراين‌ چنانچه‌ طفل‌صغيري‌ صيغه‌ را جاري‌ سازد عقد باطل‌ است‌.

قسمت‌ ج‌ ـ قاصد باشد: يعني‌ قصدش‌ از جاري‌ كردن‌ صيغه‌ ازدواج‌ موقت‌ اين‌ باشد كه‌ در مدت‌ معين‌، پيمان‌ زناشويي‌ را منعقد مي‌نمايد. بنابراين‌ اگر شخصي‌ از روي‌ مزاح‌ و يا در حال‌ مستي‌، صيغه‌ عقد را جاري‌ سازد اين‌ عقدباطل‌ است‌.

در نتيجه‌ كسي‌ كه‌ صيغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را جاري‌ مي‌نمايد، چه‌ براي‌ خودش‌ چه‌ به‌ وكالت‌ از طرف‌ زوجين‌ يا از طرف‌ يكي‌ از زوجين‌ يا ولي‌ يكي‌ از زوجين‌، بايد داراي‌ شرايط مذكور در ماده‌ 1064 باشد. لذا اگر دختر وپسري‌ كه‌ نابالغ‌ هستند يا عاقل‌ نيستند و يا قصد نداشته‌ باشند، صيغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را جاري‌ نمايند، اين‌ عقد باطل‌ است‌.

تعيين‌ زن‌ و شوهر در ازدواج‌ موقت‌:

ماده‌ 1067 قانون‌ مدني‌: “تعيين‌ زن‌ و شوهر به‌ نحوي‌ كه‌ براي‌ هيچ‌ يك‌ از طرفين‌ در شخص‌ طرف‌ ديگر شبهه‌ نباشد شرط صحت‌ نكاح‌ است‌.”

يكي‌ از شرايط صحت‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ تعيين‌ مرد و زن‌ است‌ به‌ نحوي‌ كه‌ موجب‌ اشتباه‌ نشده‌ و كاملا معين‌ باشد. لذا چنانچه‌ وكيل‌ مرد و زن‌ و يا ولي‌ آن‌ها مي‌خواهد صيغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را جاري‌ نمايد، بايد زن‌ و شوهررا در عقد، معين‌ نمايد و اين‌ ممكن‌ است‌ با بردن‌ اسم‌ آن‌ها و يا با اشاره‌ به‌ آن‌ها صورت‌ پذيرد به‌ طوري‌ كه‌ براي‌ طرف‌ ديگر در عقد جاي‌ هيچگونه‌ شك‌ و شبهه‌اي‌ باقي‌ نماند.

بنابراين‌ چنانچه‌ مردي‌ داراي‌ چند دختر باشد و به‌ مرد بگويد يكي‌ از دخترانم‌ را به‌ عقد تو درآوردم‌ به‌ لحاظ آنكه‌ معين‌ نيست‌ كدام‌ دختر را به‌ عقد مرد درمي‌آورد، اين‌ عقد باطل‌ و بلااثر است‌.

تعليق‌ در ازدواج‌ موقت‌:

ماده‌ 1068 قانون‌ مدني‌: “تعليق‌ در عقد، موجب‌ بطلان‌ است‌.”

تعليق‌ در لغت‌ به‌ معني‌ بلاتكليف‌ نهادن‌ يك‌ كار است‌ به‌ طوري‌ كه‌ نفيا و اثباتا تصميمي‌ راجع‌ به‌ آن‌ نگرفته‌ باشد.مانند اينكه‌ مرد به‌ زن‌ بگويد تو را به‌ زوجيت‌ خود برگزيدم‌ اگر از سفربرگشتم‌ يا اينكه‌ زن‌ به‌ مرد بگويد خود را به‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ تو درآوردم‌ اگر فردا هوا آفتابي‌ باشد و ابر نباشد. در مثال‌هاي‌ فوق‌ چون‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ معلق‌ به‌ شرطي‌ است‌ كه‌ مجهول‌ است‌ لذا صیغه موقت‌ باطل‌ است‌.

ماده‌ 1075 قانون‌ مدني‌:‌“نكاح‌ وقتي‌ منقطع‌ است‌ كه‌ براي‌ مدت‌ معيني‌ واقع‌‌شده‌باشد.”

 

نحوه‌ خواندن‌ صيغه‌ ازدواج‌ موقت‌:

روش اول

زن‌ و مرد خودشان‌ صيغه خودشان‌ را بخوانند: اگر خود زن‌ و مرد بخواهند صيغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را بخوانند، بعد از آنكه‌ مدت‌ و مهر را معين‌ كردند چنانچه‌ زن‌ بگويد:

اول خانم می گوید : «  زَوَّجتُكَ‌ نَفسي‌ فِي‌ المُدَّةِ المَعلُومَةِ‌ عَلَي‌ المَهرِ المَعلُومِ   ‌«  یعنی‌ ـ من‌ خودم‌ را به‌ همسري‌ تو در مدت‌ معين‌ و با مهر معين‌ درآوردم‌ (بعد بدون‌ فاصله‌ مرد بگويد:  

دوم آقا می گوید :  “   قَبِلتُ‌    ”  (قبول‌ كردم‌)صحيح‌ است‌.

روش دوم‌ :

 اگر صیغه را خودشان نمی توانند  بخوانند  ديگري‌ را وكيل‌ می كنند که از طرف آنان صیغه  را بخواند. یعنی اگر زن‌ و مرد، شخص‌ ديگري‌ را وكيل‌ كنند كه‌ صيغه‌ ايجاب‌ و قبول‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را جاري‌ نمايد، در اين‌ صورت‌ اول‌ وكيل‌ زن‌ به‌ وكيل‌ مرد بگويد: مَتَّعتُ‌ مُوَكِّلَتي‌ مُوَكِّلَکَ‌ فِي‌ المُدَّةِ‌ المَعلُومَةِ‌ عَلَي‌ المَهرِ المَعلُومِ” (يعني‌ موكله‌ خودم‌ را به‌ ازدواج‌ موكل‌ تو در مدت‌ معين‌ با مهر معين‌ درآوردم‌ )پس‌ بدون‌ فاصله‌ وكيل‌ مرد بگويد: قَبِلتُ  لِمُوَكِّلي‌ هكَذا” (يعني‌ قبول‌ كردم‌ براي‌ موكل‌ خودم‌ همين‌ طور (صحيح‌ است‌

مثال :

اول وکیل زن می گوید“   مَتَّعتُ‌ مُوَكِّلَتي‌   سوسن    مُوَكِّلَکَ   هوشنگ  ‌ فِي‌ المُدَّةِ‌ المَعلُومَةِ‌ عَلَي‌ المَهرِ المَعلُومِ

دوم وکیل مرد می گوید :  «  قَبِلتُ  لِمُوَكِّلي  هوشنگ ‌ هكَذا   مَعَ الشُّرُوطِ المَذکُور

تذکر :

 این کلمات صیغه را چند مرتبه باید تکرار کرد که یقین حاصل شود کلمات آن را درست ادا کرده اید و صیغه صحیح صورت گرفته است

 

جهارم - آيا در صيغه موقت حتما بايد مدت در آن قيد شود يا خير؟

 جواب سؤال چهارم :

تعيين‌ مدت‌ در صیغه موقت‌:                                                                 

ماده‌ 1075 قانون‌ مدني‌:‌“نكاح‌ وقتي‌ منقطع‌ است‌ كه‌ براي‌ مدت‌ معيني‌ واقع‌‌شده‌باشد.”

از مفهوم‌ ماده‌ مذكور به‌ دست‌ مي‌آيد كه‌ اگر براي‌ صيغه موقت مدت‌ تعيين‌ نشده‌ باشد،عقد ازدواج‌ صحيح‌ است‌ و آن‌ به‌ عقد دائم‌ مبدل‌ مي‌شود.

اما گفته‌ شده‌ دسته‌ ديگري‌ از فقهاء عظام‌ عقيده‌ دارند كه‌ در صورت‌ عدم‌ ذكر مدت‌،عقد ازدواج‌ موقت‌ باطل‌ است‌ و مبدل‌ به‌ ازدواج‌ دائم‌ نمي‌شود زيرا در ازدواج‌ موقت‌ (صيغه موقت) تعيين‌ مدت‌ شرط است‌ پس‌ چنانچه‌ عقد فاقد اين‌ شرط باشد باطل‌ است.

اگر چه‌ قانون‌ مدني‌ در ماده‌ 1075 قول‌ مشهور فقهاء عظام‌ را پذيرفته‌ است‌ اما به‌ نظر مي‌رسد قولي‌ كه‌ نظر به‌ بطلان‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ در صورت‌ عدم‌ تعيين‌ مدت‌ دارد، صحيح‌ تر به‌ نظر مي‌رسد.خصوصا اينكه‌ زن‌ و مرد اراده‌ خود را براي‌ صيغه موقت با آثار آن‌ در نظر داشته‌اند و حال‌ آنكه‌ در صورت‌ عدم‌ تعيين‌ مدت‌ و مبدل‌ شدن‌ ازدواج‌ موقت‌ به‌ ازدواج‌ دائم‌، موجب‌ ضرر به‌ زن‌ و مرد، خصوصا مرد مي‌شود ماننداينكه‌ مجبور به‌ پرداخت‌ نفقه‌ مي‌شود و نيز زن‌ از مرد و بالعكس‌ از همديگر ارث‌ ببرند و منظور آن‌ها اين‌ نبوده‌ است‌.

ماده‌ 1076 قانون‌ مدني‌: “مدت‌ نكاح‌ منقطع‌ بايد كاملا معين‌ شود.”

يعني‌ بايد مدت‌ طوري‌ باشد كه‌ هيچگونه‌ ابهامي‌ نداشته‌ باشد و آغاز زمان‌ و آخر زمان‌ ازدواج‌ موقت‌ كاملا معين‌ باشد حتي‌ اگر مدت‌ كم‌ باشد مانند يك‌ روز يا يك‌ ساعت‌ و يا مدت‌ ازدواج‌ موقت‌ طولاني‌ باشد مانند سي‌ و چهل‌سال‌.

چنانچه‌ در ازدواج‌ موقت‌ (صيغه موقت)، مدت‌ ذكر شود اما اول‌ و آخر آن‌ معين‌ نشود مانند اينكه‌ مردي‌ زني‌ را به‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ خود دربياورد به‌ مدت‌ يك‌ سال‌ اما معلوم‌ نكند كه‌ آغاز يك‌ سال‌ از چه‌ وقت‌ است‌، بيان‌ شده‌ كه‌ ابتداء آن‌ اززمان‌ عقد محسوب‌ مي‌گردد، زيرا اطلاق‌ عقد اقتضاء دارد كه‌ مدت‌ بلافاصله‌ شروع‌ شود.

اما برخي‌ ديگر از حقوق‌دانان‌ اظهار مي‌دارند “آغاز مدت‌ ازدواج‌ موقت‌، بايد پيوسته‌ به‌ زمان‌ انعقاد عقد باشد و نبايد جداي‌ از آن‌ باشد و به‌ نظر مي‌رسد نظر اخير صحيح‌ تر باشد.

پنجم -  تذکر به کسانی که صیغه عقد را برای خود و یا دیگران جاری می کنند چیست ؟

اولاً :  کسانی که برای خود و یا دیگران صیغه عقد محرمیت می خوانند و ممکن است چند ماه دیگر به محضر بروند و محضر دار صیغه عقد دائم را بین آنان جاری کند داماد باید توجه داشته باشد که چند لحظه قبل از جاری شدن عقد دائم توسط محضر دار  ، بقیه مدت مانده را شخصا ببخشد  متاسفانه در اثر اینکه داماد سرش شلوغ است  محضر ذار عقد دائم می خواند در صورتی که این عروس و داماد هنوز به اصطلاح مشهور محرم همدیگر هستند و لذا جایی برای خواندن صیغه جدید ندارد و صیغه جدید خوندن محل اشکال است  لذا باید صیغه قبلی باطل شود تا عروس و داناد نسبت به هم نامحرم شوند و آن وقت عاقد یا محضر دار وقتی عقد دائم را می خواند محرمیت یا حلال بودن نسبت به هم تحقق پیدا می کند 

ثانیا :  محضر داران یا عاقیدن  محترم به این نکته توجه داشته باشند که از عروس و داماد یا بستگان درجه سؤا کند که آیا بین این ها کسی عقد موقت یا همان محرمیت خوانده است یا خیر ؟ چنانچه قبلا صیغه عقد خوانده اند فورا به داماد بگوید  ، بگو بقیه مدت را بخشیدم  و داماد هم بگوید : «  بقیه مدت را بخشیدم  »   تا بهم نامحرم شوند  و سپس عاقد صیغه دائم  را بخواند

ثالثا : عاقد و یا کسی که صیغه را می خواند مطالبی از قبل راجع به اهمیت ازدواج و یا توافق روحی و گذشت و تفاهم و رعایت حجاب و شئونات اسلامی   تهیه  و در این جلسات  مطرح نماید مانند :

سوره روم آیه 21 :  « و مِن آیاتِه اَن خَلَقَ لَکُم مِن اَنفُسِکُم اَزواجاً لِتَسکُنُوا اِلَیها و جَعَلَ  بَینَکُم مَوَدَّهً و رَحمَهً اِنَّ فی ذالک لََایاتٍ لِقَومٍ یَتَفَکَّرُونَ .

پیامبر (ص) : اَلنِّکاحُ سُنَّتی فَمَن رَغَبَ عَن سُنَّتی فَلَیسَ مِنِّی

  

مسائل متفرقه  صیغه عقد :

آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله), 4296

اجازه پدر در عقد موقت

1- لزوم اذن پدر در عقد موقت برای دختران باکره

سؤال:نظر حضرت عالی در مورد نکاح موقت بدون اذن پدر در صورتی که دختر باکره بوده ولی امور زندگی خویش را خود تامین می کند چیست؟

پاسخ:بدون اجازه پدر جائز نیست .

2- معنی عدم بکارت در عقد موقت

سؤال:من 21 ساله و دانشجو هستم که مدتی است با دختر خانمی مومن و محجبه آشنا شدم و قصد داشتم با او ازدواج کنم ولی خانواده هامون مخالفت کردند حال میخواهم بدانم آیا این دختر خانم که خود او با این ازدواج موافق است میتواند خود باکره بودن خود را از بین ببرد که ما با هم بتوانیم صیغه محرمیت بخوانیم ولی با هم رابطه جنسی نداشته باشیم؟ با تشکر خدا حافظ

پاسخ:ازاله بکارت باید از طریق ازدواج مشروع صورت بگیرد و بر فرض ازاله بکارت باز هم بدون اجازهء پدر جایز نیست. تنها در صورتی جایز است که یکبار با اجازهء پدر ازدواج کرده باشد؛ بار دوّم اجازهء پدر شرط نیست.

3- رابطه دختر و پسر از طریق ازدواج موقت

سؤال:اگر پسر و دخترى بخواهند از طریق ازدواج موقّت با همدیگر رابطه شرعى داشته باشند در صورتهاى زیر چه شرایطى معتبر است:

الف) اگر رابطه صرفاً رابطه متعارف شغل یا تحصیلى باشد.

ب) اگر رابطه صرفاً به خاطر استمتاع جنسى بدون دخول باشد.

ج) اگر رابطه به خاطر آمیزش جنسى (دخول) باشد.

پاسخ:عقد موقّت یک نوع بیشتر نیست و همه این آثار در آن جمع است مگر این که در ضمن عقد شرط کنند که آمیزش جنسى نباشد و در هر حال اذن پدر شرط است.

4- عدم دسترسی یا مخالفت غیر منطقی ولی دختر

سؤال:اگر پسر و دخترى بخواهند از طریق ازدواج موقّت رابطه متعارف شغلى یا تحصیلى داشته باشند (بدون استمتاع جنسى و دخول) مستدعى است در دو فرض زیر حکم اجازه پدر دختر را بیان کنید.الف) امکان دسترسى به ولىّ دختر نیست و فرضاً ایجاد رابطه شرعى، ضرورى و فورى است.

ب) امکان دسترسى هست امّا ولىّ دختر بدون منطق مخالفت مى کند و اصلا رضایت نمى دهد.

پاسخ:در هر صورت استیذان از ولىّ لازم است ، در ضمن تجربه نشان داده است که این رابطه ها مخصوصاً در جوانها معمولا در یک حد محدود و معیّنى ثابت نمى ماند و تدریجاً توسعه مى یابد ومایه مشکلات فراوانى مى شود.

5- خواستگاری بدون اطلاع ولی

سؤال:کسى که قصد ازدواج موقّت دارد آیا مى تواند بدون اطّلاع ولىّ دختر از او خواستگارى کند؟ در دو صورت باکره بودن و بیوه بودن زن، حکم آن را بیان فرمایید.

پاسخ:خواستگارى در هر صورت مانعى ندارد، ولى جارى کردن صیغه عقد بدون اذن ولى در باکره اشکال دارد امّا در بیوه رضایت طرفین براى اجراى صیغه عقد کافى است.

6- عقد موقتی که بدون اذن پدر جاری شده

سؤال:دخترى با مردى برخورد و تماس داشته است، مثلا در یک مکان با یکدیگر کار مى کرده اند و یا تحصیل مى نموده اند، آن مرد این دختر را جهت محرمیّت و عدم وقوع در گناه، بدون اذن پدرش به عقد موقّت خود درآورده هر چند به صرف محرمیّت اکتفا نشده و تقبیل و لمس انجام داده اند با توجّه به این مقدّمه به دو سؤال زیر پاسخ دهید:

الف) آیا این دو گناهکارند و مرتکب معصیت گردیده اند؟

ب) آیا مادر دختر به این مرد محرم شده است؟

پاسخ:الف) چنین عقدى خالى باطل است و به صورت نامحرم با یکدیگر رفتار کنند و براى رعایت احتیاط مرد باقیمانده مدّت را ببخشد.

ب) در مورد مادر هم باید احتیاط کند.

7- مخالفت پدر با ازدواج دختر عاقله رشیده

سؤال:در رساله جنابعالى آمده: «اگر دختر عاقله بالغه رشیده نیاز به شوهر داشته باشد، و پدر او را از ازدواج با مردى که شرعاً و عرفاً کفو او است منع کند، اجازه پدر در این جا شرط نیست.» آیا منظور، ازدواج دائم است یا شامل موقّت هم مى شود؟ اگر شامل ازدواج موقّت مى شود، هم کفو بودن در آن به چه معنایى است؟

پاسخ:تفاوتى نمى کند; ولى معمولا ازدواج موقّت به مصلحت دختران باکره نیست، و مخالفت پدر بجاست.

8- ازدواج دختر باکره بدون اذن پدر با رضایت جد پدری

سؤال:دختر باکره یی که پدرش راضی نیست و اذن به ازدواج او را نمیدهد ولی جد پدری دختر (پدر پدرش) به عقد راضی است و اذن میدهد آیا صحیح است؟

پاسخ:مانعی ندارد.

9- اجازه پدر برای ازدواج موقت پسر

سؤال:یا پسر برای ازدواج موقت نیاز به اجازه ی پدر دارد؟

پاسخ:پسر نیازی به اذن پدر ندارد.

10- عقد موقت دختری که پدر و جد پدری ندارد

سؤال:آیا دختری که پدر و جد پدری اش در قید حیات نیستند با اجازه مادرش میتواند با پسری (بدون داشتن رابطه جنسی ) صیغه محرمیت بخواند؟

پاسخ:اگر ازدواج او با آن فرد به تصدیق بزرگترهای فامیل مناسب باشد می تواند با او عقد دایم نماید.

11- رضایت ولی بعد از عقد موقت

سؤال:آثار رضا و تنفیذ لاحق ولی در نکاح منقطع چیست؟

پاسخ:حکم اجازه قبلی را دارد.

12- اذن پدر برای ازدواج دختر رشیده

سؤال:آیا اذن پدر در ازدواج (موقت یا دایم) دختری که رشیده است و صلاح و فساد خود را درک می کند شرط است؟ اگر جواب مثبت است آیا شرط تکلیفی است؟

پاسخ:این کار بدون کسب اجازه ولىّ دختر جایز نیست. و منظور از باکره دخترى است که قبلا شوهر نکرده است، خواه عضو بکارت موجود باشد، یا نه.

این شرط جنبه وضعی دارد.

3- مخالفت پدر با ازدواج فرزند

سؤال:اگر پدر دختر باکره دلیل قانع کننده ای برای مخالفت نداشته ولی مخالفت کند آیا شرط اجازه پدر از بین می رود؟

پاسخ:چنانچه به تصدیق بزرگترهاى فامیل خواستگار کفو و متناسب دختر باشد، و پدر دختر بدون دلیل معقول مخالفت کند، اذن او ساقط است، و آنها مى توانند با هم ازدواج کنید. هر چند شایسته است در صورت امکان رضایت پدر دختر جلب شود.

14- سنی که دختران در آن نیاز به اذن پدر ندارند

سؤال:اجازه پدر برای ازدواج دختران تا چه سنی لازم است؟

پاسخ:از سن سی سال به بالا به شرط اینکه دختر، فرد هوشیاری باشد و بتواند تصمیم بگیرد و مصلحت خود را تشخیص دهد، اجازه پدر لازم نیست.

15- اذن پدری که از غلات محسوب می شود

سؤال:آیا ازدواج موقت با دختری که خود شیعه بوده اما پدر اهل فرقه ای است که جزیی از غلات محسوب می شوند نیاز به اذن پدر دارد؟

پاسخ:در صورتکیه دختر سن کمی نداشته باشد و دارای رشد کافی عقلی و جسمی و تشخیص مصالح خود بوده باشد مانعی ندارد.

16- منظور از رشیده

سؤال:منظور از رشیده دقیقاً چه کسی است؟

پاسخ:معمولاً دخترهای بالای سی سال در مسائل ازدواج رشیده هستند.

17- اذن پدر شرط صحت عقد

سؤال:آیا اذن پدر در متعه شرط لزوم متعه است یا شرط صحت؟

پاسخ:شرط صحت آن است.

18- سابقه لزوم اذن پدر در عقد

سؤال:اینکه اذن پدر در صیغه موقت به خاطر شرایط کنونی جامعه وضع شده یا در زمان پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) نیز رعایت می شده؟

پاسخ:بدیهی است که لزوم اذن پدر در ازدواج باکره به خاطر مصالح دختر و دوری از مفاسد است و در زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیز رعایت می شده

.....................................................................

فلسفه ازدواج موقت چیست ؟

پاسخ اول :

پیرامون ازدواج موقت بررسی های بسیاری انجام شده و نظرات گوناگونی مطرح شده است، در این میان به نظر می رسد آن چه بیشتر در ازدواج دائم مورد نظر اسلام می باشد تشکیل خانواده و ایجاد نسل و تربیت فرزندان برومند و صالح می باشد و اما آنچه از مجموع اخبار اسلامی راجع به ازدواج موقت  استفاده می شود این است که بیشتر منظور از این نوع ازدواج ارضای صحیح غریزۀ جنسی است. و تولید نسل هدف اصلی آن نیست؛ و لذا این نوع زناشویی را به نام متعه خوانده اند. در قرآن مجید نیز از این نوع ازدواج به عنوان استمتاع نام برده شده است.[1]

حال سؤال این است که چه لزومی داشت که اسلام برای ارضای غریزۀ جنسی ، چنین قانونی را وضع کند مگر قانون ازدواج دائم که اساس تشکیل خانواده ها به شمار می رود، برای تأمین این منظور کافی نبود؟

جواب این سؤال با مطالعه در کیفیت غریزۀ جنسی در افراد مختلف، روشن می شود:

غریزۀ جنسی مثل سایر استعدادها و احساس ها و روحیات در افراد، مختلف است.

در بعضی افراد این غریزه به حد اعتدال وجود دارد که تنها با تشکیل خانواده و تمکین زن  در برابر مرد برطرف می شود. اما در برخی از افراد یا غریزۀ جنسی در حال طغیان است به طوری که  با انتخاب همسر دائم و تمکین او اشباع نمی شود و یا این که در اثر اختلافات و عدم هماهنگی اخلاقی و روحی و غیر آن، زن از مرد تمکین نمی کند و در نتیجه نیروی جنسی که لازم است در موقع خود به نحو صحیح  اشباع گردد، ارضا نمی شود؛ خصوصا در صورتی که عوامل مهیج شهوت، در اجتماعی تا  سر حد جنون پیش برود و به کارهایی وامیدارد که قلم از ذکر آن شرم دارد؛ ضرورت متعه بیشتر خواهد بود.

آمار گوناگونی  که از ازدیاد فرزندان نامشروع و تجاوزهای به عنف در کشورهای اروپایی و امریکائی انتشار یافته شاهد گویای این موضوع است.

آیا باید جوانان را آزاد گذاشت که به دامن فحشاء و خیانت پناه ببرند و زندگی خود را با این وضع رسوا و فلاکت بار بگذرانند و یا لازم است قانونی آسان و سهل که مسئولیت های سنگین  تشکیل خانواده دائم را نیز نداشته باشد، در پیش پای جوانانی که با طغیان غریزۀ جنسی، دست  و پنجه نرم می کنند گذاشت تا بدین وسیله جوانان را از سرگردانی و ضلالت و افتادن در منجلاب  فساد نجات داد؟

اسلام با تشریع قانون ازدواج موقت، در موارد ضروری و لازم که قانونی بس  سهل و دارای مسئولیت های کم می باشد مشکل جوانان را حلّ کرده است و آنها را از گرایش  به سوی فحشاء و زنا و خیانت و بی بند و باری باز داشته است و لذا روایات معتبری از پیشوایان مذهبی  اسلام وارد است که ثابت می کند که ازدواج موقت بیشتر برای ارضای غریزۀ جنسی در موارد لازم تشریع گردیده است.

چنان که در روایت معتبر امام باقر از علی علیهما السلام چنین نقل می کند: «اگر نکاح موقت  به وسیله بعضی از خلفا منع نمی شد هیچ فرد مسلمانی مگر افراد خیلی پست مرتکب زنا نمی  گردید.»[2]

واضح است که عمل منافی عفت غالباً در مورد طغیان غریزه جنسی و عدم اشباع آن انجام  می گیرد و ازدواج موقت بهترین طریق سالمی است که می تواند طغیان غریزه جنسی را فرو نشاند و در ضمن مسئولیت های ازدواج دائم را نیز ندارد.

از بعضی از روایات معتبر دیگر نیز استفاده می شود که مأمورانی از طرف پیامبر گرامی اسلام  در آغاز اسلام که عصر شیوع مفاسد و طغیان غرائز جنسی بود در کوچه و بازار می گشتند و مردم را از ارتکاب گناه و اشباع غریزۀ جنسی از غیر طریق صحیح باز می داشتند و به آن ها گوشزد می کردند که پیامبر اسلام نکاح موقت را برای شما جایز کرده است از این راه سالم اقدام کنید و پیرامون  روابط غیرمشروع و فساد نگردید.[3]

علاوه بر این ها در روایات بی شمار دیگری آمده است که به طور صریح دلالت دارد بر این که ازدواج موقت در مواردی تشریع شده است که غریزه جنسی جوانان را تحت فشار قرار داده  و آن ها را نزدیک به انحراف کرده است. در این گونه موارد است که شارع مقدس برای  جلوگیری از بی بندوباری جنسی راه صحیح ازدواج موقت را پیش پای آنان قرار داده است.

از جمله از امام موسی بن جعفر علیه السلام راجع به متعه سؤال کردند حضرت فرمود: «متعه برای  کسی که ازدواج نکرده، حلال است؛ تا بدین وسیله از طغیان غریزه جنسی جلوگیری کند و یا ازدواج  کرده اما با وجود این، غریزه جنسی، او را تحت فشار قرار داده است. برای چنین افرادی  جایز است ازدواج متعه را انتخاب کنند».[4]

ازدواج موقت در اسلام نه تنها کوچک ترین  ربطی با فحشاء ندارد؛ بلکه فقط برای جلوگیری از فحشاء و بی بندوباری جنسی و قانون شکنی و تعدّی به ناموس عمومی تشریع شده است. لذا در روایات معتبر می خوانیم که اگر مرد مسلمانی در میان ملت های غیرمسلمان واقع شده و غریزه جنسی او را تحت فشار قرار داده است؛ مطابق قوانین  اسلامی می تواند با غیر مسلمان(اهل کتاب آسمانی) ازدواج موقت بکند تا بدینوسیله از مفاسد و سایر انحرافات جنسی دور باشد.

................................

پاسخ دوم :

فلسفه تشريع ازدواج موقت چيست؟

بديهى است؛ انسان‏ها داراى غرايز مختلفى هستند، كه غريزه جنسى يكى از نيرومندترين آنها است و از سوى ديگر طبيعى است كه اگر اين غرايز اشباع نگردد و پاسخ صحيحى به آن داده نشود و در مسير سازندگى فردى و اجتماعى مورد بهره‏بردارى قرار نگيرد پيامدهاى منفى، چون بى‏بندوبارى جنسى، بيمارى‏هاى روحى و روانى، خودكشى، قطع نسل و... را در پى خواهد داشت و از همين‏رو شارع مقدّس، براى جلوگيرى از انحرافات اجتماعى و ناهنجارى‏هاى جنسى به امر ازدواج جنبه قانونى و شرعى داده است. در مرحله اول، اگر شرايط و امكانات اقتصادى و... مساعد بود، اقدام به ازدواج دايم نمايد، و چنانچه ازدواج دايم به هر دليلى ممكن نبود ازدواج موقت را پيشنهاد كرده است.

از برخى احاديث نيز استفاده مى‏شود كه اين قانون در شرايط خاص جنگى و دورى از همسران نهاده شد. چنانچه در صحيح مسلم آمده است:

«... عن قيس قال سمعت عبد الله يقول كنا نغزو مع رسول الله صلى‏الله‏عليه‏و‏آلهليس لنا نساء فقلنا الا نستخصى فنهانا عن ذلك ثم رخص لنا ان ننكح المرأة... إلى اجل ثم قرأ عبد الله «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَيِّباتِ ما أَحَلَّ اللّهُ لَكُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ» »مائده 5، آيه 87. ؛صحيح مسلم، مسلم النيسابورى، مجلدات8، ج 4، ص130، دارالفكر، بيروت. «... قيس گفت: از عبدالله شنيدم كه مى‏گويد: همراه رسول‏خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در جنگ بوديم، دور از زنان خود، به پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آلهعرضه داشتيم: آيا خود را اخته نكنيم؟! پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ما را از اين كار نهى فرمود و سپس به ما اجازه داد تا براى مدتى زنانى را به نكاح درآوريم. سپس عبدالله بن مسعود، اين آيه را خواند: اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، چيزهاى پاكيزه‏اى را كه خدا براى (استفاده) شما حلال كرده حرام نشماريد و از حد تجاوز نكنيد كه خداوند متجاوزان را دوست نمى‏دارد».

هم‏چنين در قرآن آمده است:

«فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً» ؛نساء 4، آيه 24.

«زنانى را كه مُتعه مى‏كنيد، واجب است مهر آنان را بپردازيد».

اين آيه درباره ازدواج موقت است و بنا بر برخى روايات در وضعيت جنگى كه مسلمانان از موطن و همسران خويش دور بودند، نازل شده است. اما با استفاده از روايات ديگر به خوبى فهميده مى‏شود كه اختصاص به شرايط جنگى ندارد و شامل همه مواردى مى‏گردد كه مرد، به همسر خود دسترسى نداشته و يا امكان ازدواج دايم ندارد. و يا ضرورت ديگرى اقتضاء كند.

در روايتى از فتح بن يزيد نقل شده است كه از ابا الحسن عليه‏السلام در مورد متعه پرسيدم، حضرت فرمود: «هى حلال مباح مطلق لمن لا يغنه الله بالتزويج فليستعفف بالمتعة فان استغنى عنها بالتزويج فهى مباح له اذا غاب عنها»وسائل الشيعة، شيخ حر عاملى، مجلدات30، ج21، باب5، ح2. ؛ «براى كسى كه خداوند با تزويج او را بى‏نياز نكرده است، به وسيله ازدواج موقت پاكدامنى پيشه نمايد،

اگر هم به سبب ازدواج از متعه بى‏نياز باشد، باز متعه گرفتن هنگامى كه همسرش از پيش او رفته باشد، براى او مباح است».

هم‏چنين امام كاظم عليه‏السلام به على بن يقطين كه از آن حضرت درباره متعه پرسيده بود مى‏فرمايد: «ما انت و ذاك قد أغناك الله عنها...»همان، باب 5، ح 1. ؛ «تو را به نكاح متعه چه كار؟! و حال آنكه خداوند تو را از آن بى‏نياز كرده است».

با ملاحظه اين روايات كه منحصر در اين‏ها هم نيستبراى آگاهى بيشتر ر.ك: همان، باب 5. ، دانسته مى‏شود كه تشريع متعه براى مواقع ضرورى و براى كسانى است كه عوامل گوناگون آنها را از دسترسى و امكان به ازدواج دايم باز مى‏دارند و يا اينكه با ازدواج دايم نيز غريزه آنها مهار و اشباع نمى‏شود. بنابراين تشريع اوليه متعه براى اين نبوده است كه هوسبازان به صورت گسترده در شهوات و هوى و هوس‏ها غرق شوند، و چنان با اين حكم الهى بازى نمايند كه دوست و دشمن از آن تنفر پيدا كنند و آن را مساوى با زنا و فحشا بدانند. بلكه هدف از جعل و تشريع ازدواج موقت، حفظ كردن افراد نيازمند از آلودگى به گناه و فحشا است.ر.ك: جزوه درس خارج فقه، ناصر مكارم شيرازى، 14/7/1382.

اينك به برخى از آثار و فوايد ازدواج موقت كه فلسفه تشريع آن را روشن مى‏كند اشاره مى‏نماييم:

1. پيشگيرى از زنا

وجود و گسترش زمينه‏هاى تحريك جنسى در شرايط امروز از يك سو و موانع موجود در راه ازدواج دايم از سوى ديگر مشكل حاد جنسى را براى

جوانان به وجود آورده است، به گونه‏اى كه اگر راهكار منطقى همانند ازدواج موقت نهادينه و فرهنگ‏سازى نشود، ممكن است جوانان به روابط نامشروع زنا و انحرافات جنسى رو آورند كه عواقب ناگوارى براى خانواده‏ها و جامعه انسانى پديد خواهد آورد. از اين رو، در حديثى معروف از امام على عليه‏السلام و امام صادق عليه‏السلام آمده است: «اگر خليفه دوم از ازدواج موقت نهى نكرده بود، هيچكس زنا نمى‏كرد؛ مگر شقى و بدبخت».وسايل الشيعه، ج 21، باب 1، ص 11.

2. حفظ ايمان و بندگى

«گناه» اصلى‏ترين مانع بندگى خداوند متعال و يكى از عوامل بازدارنده، از حق و اخلاق نيك است. از رايج‏ترين گناهان در ميان قشر جوان، مفاسد ناشى از غريزه جنسى است. هيجانات جنسى دوران تجرد، او را از ياد خدا بازداشته، از پذيرش نصايح و موعظه‏هاى اخلاقى و بروز آن، در اعمال و رفتارش منع مى‏كند. ازدواج موقت اين هيجانات را از بين برده يا لااقل از شدّت آن مى‏كاهد. اين‏جاست كه زمان بازگشت به فطرت خداجويى فرا مى‏رسد و زمينه پذيرش اخلاق حسنه مهيّا مى‏گردد و لذا ازدواج موقت به عنوان يكى از سنت‏هاى الهى همواره مورد تأكيد بوده است.همان، كتاب النكاح، باب 12، از ابواب المتعه.

 

پيشگيرى از سوء استفاده جنسى

يكى از مهم‏ترين غرايز انسانى كه در تمامى نوع بشر وجود دارد غريزه جنسى است. استعمارگران و سودجويان، پيوسته به فكر سوء استفاده از اين نعمت خدادادى بوده و هستند. كشور اسلامى «اندلس» با همين شيوه سرنگون شد و به كشور مسيحى‏نشين «اسپانيا» تبديل گشت! امروز نيز دولت‏هاى استعمارى، مردم كشورهاى جهان سوم و حتى مردم خود را در فساد غرق نموده و از غفلت به وجود آمده، حداكثر استفاده را مى‏برند! دشمنان كشور ما نيز سال‏ها است از اين حربه براى ضربه زدن به مردم ما سود مى‏جويند كه از آن تحت عنوان «تهاجم فرهنگى» ياد مى‏كنيم. در اين ميان افراد سودجوى فراوانى با راه‏اندازى شركت‏هاى بزرگ فيلم، عكس و... به شرافت و عفت انسان‏ها هجوم آورده و كانون خانواده‏ها را به اضمحلال سوق مى‏دهند.

بدون ترديد در جامعه كه مردم به عفت، فضيلت و تقوا ايمان دارند، اگر ازدواج موقت رواج داشته باشد، هرگز جاى پايى براى مهاجمان فرهنگى و سوداگران عفت و پاكدامنى باقى نمى‏ماند. در واقع مؤثرترين راه مقابله با «تهاجم فرهنگى» احياى فرهنگ ازدواج موقت است و بدون اين سنت، ساير كارها، آب در هاون كوبيدن است. براى آگاهى بيشتر ر.ك: روابط پسر و دختر، محمدرضا احمدى و همكاران، قم: نشر معارف، 1386، ص 107 به بعد.

نتيجه اينكه ازدواج موقت براى جلوگيرى از انحرافات و روابط نامشروع تشريع شده است، تا بدين‏وسيله عفاف و پاكدامنى حفظ شود.


  • ali این پست را پسندیده است




0 کاربر در حال خواندن این موضوع است

0 کاربر، 0 مهمان و 0 عضو مخفی

تابان سرور