پرش به


تصویر

خاطره قرآنی / کنکور و دوستان خدا


  • لطفا وارد حساب کاربری خود شوید تا بتوانید پاسخ دهید
بدون پاسخ

#1 fns4565

fns4565

    کاربر

  • کاربران
  • ستارهستاره
  • 22 ارسال

ارسالی 12 November 2016 - 11:20 AM

نتایج کنکور اعلام شد و با همه تلاش ها و مطالعاتم رد شده بودم! نمی دانم کجای کارم اشتباه بوده؟! روش مطالعه،ترس از تعداد شرکت کنندگان،یا عدم مهارت استفاده از زمان و یا…؟! بالاخره به هر دلیلی که بوده نتیجه این که یکسال دیگر من باید درس بخوانم و تا پایان عمر یکسال از کاروان پیشرفت عقب بمانم.

خیلی غمگین و ناراحت بودم،کاش زمان چند ماه به عقب بر می گشت تا من با اصلاح شیوه درس خواندم می توانستم در کنکور قبول شوم! امّا زمان همیشه شتابان رهرو پیش است.مرغ دلم در سینه بال بال می زد،نه شب خواب و نه روز آرام داشتم.سرزنش های پی در پی دیگران،ملامت های درونی ام را آتش به دامن می زد.تا صبح نخوابیدم،پیوسته از این پهلو به آن پهلو می شدم برای اوّلین بار طعم ناامیدی را می چشیدم،چقدر تلخ!! به یکسال آینده می اندیشیدم که چگونه باز باید این همه کتاب را بخوانم؟! و تازه آخرش… ؟! در این فکرها بودم که صدای مؤذن مرا به خود آورد،گویی صدایی از ژرفای بهشت بود.احساس نیاز تازه ای به خداوند مهربان داشتم،احساسی سرشار از زیبایی.نیاز فقط به خداوند شایسته است و بس.همچون پروانه ای سبکبال از جا جستم و وضو گرفتم و پس از نماز صبح همچون همیشه،و خصوصاًً هنگام بروز مشکلات و مصائب،به قرآن پناه بردم.از خداوند تمنای راهنمایی و آرامش کردم.قرآن کریم را گشودم،الله اکبر! سوره مبارکه یونس آمد:

«آگاه باشید که دوستان خدا هرگز هیچ ترس (از حوادث آینده عالم) و هیچ اندوهی (از وقایع گذشته جهان) در دل آن ها نیست آن ها اهل ایمان و خدا ترسند آن ها را پیوسته از خدا بشارت است هم در حیات دنیا (به مکاشفات در عالم خواب) و هم در آخرت به نعمت های بهشت،سخنان خدا را تغییر و تبدیلی نیست که این پیروزی بزرگ نصیب دوستان خداست» (62ـ64)

«دوستان خدا»،همین دو کلمه چنان آرامشی را تا بیکرانه های روحم بوجود آورد که بر آن شدم تا زنده ام از «دوستان خدا» باشم،نه ترسی از حوادث آینده و نه اندوهی از گذشته،در دل راه دهم.آرامش دلپذیری که اینک مرا غرق در لذت کرده بود و روح طوفان زده ام را در احاطه خود داشت، از هیچ قدرتی جز حضرت حقّ،ساخته نبود.ده ها روانشناس و مشاوره نمی توانستند به این فوریت چنین تحولی را در من پدیدآورند مگر فقط خدای مهربان.هیچ داروی آرام بخشی هم نمی توانست با اثر روح نوازی و دل انگیز آیات خداوند برابری کند.گویی جان تازه ای به من داده شده بود تا تازه نفس تر و مصمّم تر به راه خود ادامه دهم.به یاد توصیه های قرآنی مرحوم پدربزرگ افتادم که در تمامی دوران کودکی،ما را با رویی خوش و لبی خندان به درک مفاهیم آیات روح نواز قرآن شریف،تشویق می نمود.بویژه هرگاه که در مقابل مشکلات و مسایل زندگی با بی تجربه گی های کودکانه دچار نا امیدی می شدیم،او آیه 87 سوره مبارکه یوسف را با زبان شیرین و کودک پسند برای ما زمزمه می کرد:

«ای فرزندان من بروید و از حال یوسف و برادرش تحقیق کرده و از رحمت خدا نومید نباشید که هرگز جز کافر هیچکس از رحمت خدا نومید نیست».

خدایش بیامرزد!او روح و جان مرا با امید به خدا پیوند می زد.امروز یک بار دیگر مفهوم این آیه مبارکه،قلبم را روشنی بخشید.چه لذتی دارد از «دوستان خدا» بودن آن هم از «دوستان امیدوار به خدا»!…

یادم هست مرحومه مادرم می گفت:مگر فراموش کردی که به دیگران همیشه می گفتی:از غصه و ناامیدی چه حاصل؟! و به کسانی که مشکلی داشتند و یا شکست خورده بودند،معنی آیه مبارکه 23 سوره حدید را یادآوری می کردی که:»(این را بدانید) تا هرگز برآنچه از دست شما رود دلتنگ و ملول نشوید و به آنچه به شما می رسد دلشاد نگردید و خدا دوستدار هیچ متکبّر خودستایی نیست.»

دخترم آیا این توصیه را فقط برای دیگران داشتی یا خودت هم باید به آن عمل کنی؟! و…

آن روز پندهای نغز و مهمّ و شیرین آنها ناگهان مرا از جا کند،در قلبم امید فراوانی را حس کردم،«تو می توانی»، بارها این دو کلمه در گوش جانم خورشید امید می افروخت و بالاخره با تعیین سهم هر ساعت چند صفحه مطالعه،کار را شروع کردم از همان ساعات اولیه.و به پروردگار مهربان عرض کردم که خدایا به تو توکل و به 14 معصوم(ع) توسل می جویم و نذر می کنم که یک دور قرآن کریم را ختم کنم و یک سفره حضرت ابو الفضل(ع) هم بیندازم،خدایا تو هم فقط یک صندلی در دانشگاه در رشته… به من عطا فرما،فقط یک صندلی و نه بیشتر!!!…

روزها و شب ها از پی هم شتابان می گذشتند و من با شوقی تازه قدر یکایک لحظه هایش را می دانستم،روز موعود کنکور نیز به سرعت گذشت و روز جواب آن رسید…

سیل تبریکات دوستان و آشنایان و اقوام،شادی فراوانی را برای من و خانواده ام به ارمغان می آورد، نمی دانستم چگونه شکر قبولی در رشته دل خواهم را،آن هم در زادگاهم،بجای آورم؟! امروزه اینها را مدیون آیه های قرآن کریم ائمه معصومین نصایح و تجربه های پدر و مادرم هستم…

 


  • Porraict, lizInfic, StoonyTop و 2 فرد دیگر این پست را پسندیده اند




0 کاربر در حال خواندن این موضوع است

0 کاربر، 0 مهمان و 0 عضو مخفی

تابان سرور